همیشه که نه .. اما بعد یه حس خوب .. یه حس عمیق که دلمو گرم می کنه ...
یه چیزی ته دلم .. می ترسونتم ...
از اینکه اشتباه کنم ...
از اینکه ممکن همه ی اینها .. یه خیال باشه و خیلیی زود تموم بشه
اینکه چرا باورم نمی کنی . چرا ..
چرا فکر می کنی ممکنه نخوامت ....
این ترس هات .. نگرانیات .. منو می ترسونه خیلیی ...
اینکه چی پیش میاد ...
همه ی این ها باعث میشه از شب قشنگم لذت کافی نبرم ...![]()
چرا باور نمی کنی که فقط تورو دوست دارم و نگاه ها و حضور دیگران ... برام مهم نیست ..
فقط دوست دارم .. کنارت آروم باشم .. من و تو ... ما



